تبليغاتX
 نفرین نامه
نفرین نامه
تا چند باید .....

                             

تا چند کشی نعره که قانون خدا کو                      گوش شنوا کو؟

آن کس که دهد گوش به عرض فقرا کو                گوش شنوا کو؟

مردم همه مست و ملنگ اند به بازار                   از دین شده بیزار!

انصاف و وفا و صفت شرم و حیا کو                  گوش شنوا کو ؟

در خانه همسایه عروسی است آملا                    به به بارک الله !

آن شاخ نباتی که شود قسمت ما کو                    گوش شنوا کو ؟

 

 

روزي که عاشق شدم عقلم را در پس ديوانگي پنهان کردم

روزي که به کمال عشق رسيدم غرورم را زير پا له کردم

،روزي که عشق و زندگيم در هم آميخته شدند دنيارا فراموش کردم،

روزي که در عشق شکست خوردم ديگر توانايي تصميم گيري نداشتم.

چراکه عقلم را_شادمانيم را_غم_غرورم را همه و همه را از دست داده بودم

 

 

 

رابطه دوستي خوب مثل رابطه ي بين دست و چشم مي مونه. . وقتي دستت زخمي ميشه چشمت گريه مي کنه و وقتي چشمت گريه مي کنه .. دستت گريه شو پاک مي کنه

 

 

 

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است.. خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است. . .

 

 

 

 

کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند تا دگر محتاج چشمان سياه او نباشم آن کسي که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود ديدمش عشق را تعارف به يک بيگانه کرد عشق را آلوده کرد !!! 

 

 

 

آهاي پروردگار ...

آهاي خداي بنده هاي گرفتار ،

 تو جاي من بودي ،

 دلتنگ دوست داشتني هاي روزگارت نمي شدي ؟

 

بندگانت ميان ماندن و رفتن حيران شده اند ،

يكي گرسنه، يكي تشنه، يكي زخمي ،

بندگانت ... يكي دل شكسته، يكي پاي بسته ،

يكي گوشه اتاق تاريكي تنها نشسته ،...

 

 توآن بالايي ...

مي گويند لاي ابرها،

مي گويند عرش،

من اين پايين، خاك، خاكستر، خار ...

 

آهاي خداي همه خدانمايان ؛

كردگار همه مومنان و ثروت همه بينوايان ؛

آهاي آرزوي چشمهايم ،

آهاي اميد دستهايم ...

خدايا ،

 

 


?سیامک | در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 11:20 | پیوند  |